تبليغاتX
صحنه پیوسته بجاست - اصلاحیه ی مقاله ی نقش رسانه در تشکیل دولت وحدت ملی

...










اصلاحیه ی مقاله ی نقش رسانه در تشکیل دولت وحدت ملی  

جناب آقای دکتر اردستانی، شما در بخش نظرات در کامنتی که برای من گذاشته بودید دستور داده بودید که: «[...] اين كامنت به عنوان يك مبحث درسي براي استفاده ديگران آشكار بماند و آن را محو نسازيد.»

من هم دستور شما را اطاعت کردم و حتی کامنت شما ، جوابیه و اصلاحیه ی خودم را به عنوان یکی از پستهای «صحنه پیوست بجاست» قرار دادم.

شما فرموده بودید که : «برای اینکه مطلب خاصی را به اطلاع دیگران برسانید باید آدرس آن پست را در قسمت - وب سایت - قرار دهید که پس از مدتی بازهم مطلب مورد نظر شما دست یافتنی باشد.»، تذکر شما را می پذیرم و به اشتباه خودم واقف هستم که من بجای قرار دادن لینک ثابت  «نقش رسانه در تشکیل دولت وحدت ملی» -نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 21:25 شماره پست: 97لینک «صحنه پیوسته بجاست» را برای شما ارسال کره بودم.

اما بعد، شما ايراداتي را به مطلب من وارد کرده بودید كه عبارتند از:

1- شما تعريفي از دولت وحدت ملي نداده ايد

به عقیده ی من زمانی که مقاله ای یا گزارشی نوشته میشود یا مصاحبه ای –بجز مصاحبه با توده- انجام میشود، ما با مخاطبی در ارتباط هستیم که از «حداقل» آگاهی درباره ی موضوع مورد نظر برخوردار است و نیازی به توضیح واضحات برای او نیست و از آنجا که اغلب مخاطبان «صحنه پیوسته بجاست» از این آگاهی –و حتی سطح بالاتر آن- برخوردارند و همچنین این مقاله برای درس «ارتباطات سیاسی» نوشته شده و لااقل دانشجویان آن کلاس باید از  یک سری آگاهی ها برخوردار باشند، نگارنده با این پیش فرض شروع به نگارش این پست کرده که تعریفی چون «دولت وحدت ملي» برای خواننده آشکار است. به همین منظور به توضیح و تفسر آن نپرداختم.

اما در تعریف دولت وحدت ملی میتوان اینگونه گفت که: دولت وحدت ملی به دولتی گفته میشود که متشکل از همه ی آرا و نظرات بوده و متخصصین اداره کشور به دور از تعصبات و اختلافات جناحی برای اداره کشور منصوب میشوند. برای مصداقی کوچک از دولت وجدت ملی میتوان به زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و یا دولت کنونی کشور عراق نام برد.

 2- مصباح و شاگردانش را فقط با يك اشاره نمي توان برجسته ساخت.

باز هم همان ادله ی قبلی را باید مذکور شوم که خوانندگان این صفحات قطعاً با تفکرات افرادی چون آقای مصباح یزدی، آقای مهدوی کنی، آقای ناطق نوری، آقای موسوی خوئینی ها، آقای خاتمی، آقای هاشمی رفسنجانی و سایر شخصیتهای نظام آشنایی کامل دارند و بنده دلیلی برای طولانی کردن مطلب مذکور نمیدیدم که این مسئله حتی باعث خسته کردن خواننده نیز میشود.

3-  دستگاه تحليلي شما انحصارگرايي، وابستگي به مصباح و يا نقش رسانه است؟ شما همه را به يكسان آورده ايد كه با عنوان شما قرابتي ندارد.

در واقع دستگاه تحلیل این مقاله انحصارگرایی و شدت آن در دولت نهم است و قطعاً شما هم به این امر اذعان دارید که بیشترین انحصارگرایی در رسانه ی ملی ما انجام میشود و مسئله انحصارگرایی و نقش رسانه ی ملی ما در این انحصارگرایی در موضوع جدایی ناپذیر از هم هستند.

4-  ميزان مشاركت سياسي هيچ ربطي به منافع ملي ندارد و اين تمهيد تبليغاتي مسئولان نظام براي كشاندن شهروندان پاي صندوق هاي آرا است.

متاسفانه بنده با شما درباره ی این موضوع اختلاف نظر دارم و منافع ملی هر حکومتی را در گرو مشارکت سیاسی مردم آن کشور در عرصه ی انتخابات میدانم و همانطور که هر انتخاباتی -مخصوصاً انتخابات های ریاست جمهوری- حکم رفراندوم را دارند و حضور 51 درصد واجدان شرکت در رای گیری در انتخابات یعنی تایید حاکمیت، و به عقیده ی من ارتباط تنگاتنگ مشارکت سیاسی با منافع ملی امری غیر قابل انکار است.

5- استفاده از شعار‌هاي مردم پسند رقيب يك ترفند تبليغاتي است كه اصلاح طلبان از آن استفاده كرده اند و شما به آن اشاره نداشته ايد.

استفاده از ابزارهای مختلف تبلیغ از جمله «شعار‌هاي مردم پسند» از ترفندهای تبلیغاتی ای است که برای همه آشکار است و همه جا در انواع تبلیغ -حتی تبلیغات بازرگانی- از آنها استفاده میشود چه برسد به تبلیغات سیاسی برای پیروزی در انتخابات و این موضوع تفاوتی بین اصولگرا و اصلاح طلب ندارد اما با وجود این قطعاً شما هم به این سخن بنده مهر تایید میزنید که شعارهای آقای احمدی نژاد برای پیروزی در انتخابات و حتی عملکرد ایشان پس از انتخابات «مردم پسندانه تر»، عوام فریبانه و پوپولیستی بوده است و حتی پاشنه ی آشیل اصلاح طلبان هم، همین مسئله است که صادقانه رفتار میکنند و از حربه های عوام فریبانه برای تبلیغ استفاده نمی کنند و به نوعی به شعور مردم احترام میگذارنند و به خودشان اجازه ی فریب مردم را نمیدهند.

6- بخش ناچيزي از متن شما به رسانه اختصاص پيدا كرده است كه بالانس مطلب را از بين برده است.

این بالانس به عمد از بین رفته و من سعی کرده ام نتیجه ی مقاله و نقش رسانه ملی در مسئله منافع ملی به عهده ی مخاطب باشد و همانطور که مشاهده فرمودید انتها و خاتمه ی مطلب که به نقش رسانه ی ملی اشاره دارد BOLD شده است.

در پایان لازم میدانم این توضیح را اضافه کنم که در این پاسخ ها قصد هیچگونه جسارتی و یا تحمیل عقاید شخصی ام را نداشته و فقط از آنجا که جناب آقای دکتر اردستانی از کامنتشان با عنوان «يك مبحث درسي» یاد کرده بودند، من هم سعی کردم در حد بضاعت علمی و سیاسی ام به پویاتر شدن این کلاس مجازی بیفزایم و از دوستانم هم میخواهم با بیان نظراتشان به این مهم -پویاتر شدن این مبحث- که جز بالا بردن سطح سیاسی خودمان نیست، کمک کنند.

نوشته شده توسط یک ایرانی مسلمان(هادی) در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 در ساعت 23:28 | لینک ثابت | موضوع: سیاسی | | داغ کن - کلوب دات کام  مطلب را به بالاترین بفرستید Donbaleh