صحنه پیوسته بجاست
...
|
|
عزیزم تولدت مبارک! امروز بغلش کردم و از اعماق وجودم بوسیدمش و بهش گفتم بهت قول میدم هیچ وقت تنهات نذارم همون طور که توی این دو سال زندگیمون -که با هم زندگی ها کردیم- تو منو تنها نذاشتی. از دست منو دوستام ناراحت بود که چرا دیروز که تولدش بوده هیچ کس بهش تبریک نگفته؟ منم بهش گفتم که من مقصر نیستم. آخه توی این ایام ،همه، حواسشون به "سلام" و خداحافظی "سلام" و 18 تیر پرت میشه و ... دیروز 15 تیر "صحنه پیوسته بجاست" به دو سال زندگیش افتخار کرد و تولدش رو تنهاییی جشن گرفت. آخه منم امتحان داشتم و وقت نکردم حتی یه سر کوچولو بهش بزنم. انتخابات دهم ریاست جمهوری جناح چپ ايران اما در طول زمان سرمايههاي خود را خرج كرده است: اكبر هاشميرفسنجاني و سيدمحمد خاتمي يا هنوز در ذخيره دارد. بدون آن جرات خرج داشته باشد: ميرحسين موسوي يا آنكه در رقابت دروني به تخريب آن پرداخته است: مهدي كروبي يا آن كه بر دامان باد قرار داده است: عبدالله نوري و سيدمحمد موسويخوئينيها. *** براي يك حزب سياسي تكرار چهرههاي عالي و تبديل آنها به تنها ناجي نشانگر بحران جانشيني است. نشانگر بيتوجهي به پرورش آلترناتيوهاي دروني. شايد گفته شود كه نقش نهادهاي نظارتي در ايران مانع از آن ميشود كه گزينههايي چون محمدرضا خاتمي يا عبدالله نوري بتوانند وارد رقابت شوند تا جانشينان شايستهاي براي سيدمحمد خاتمي يا اكبر هاشميرفسنجاني شوند. *** آيا تجربه انتخابات سال 1384 از ياد رفته است كه اصلاحطلبان با همه تلاش نتوانستند مردم را قانع كنند كه گذشته را تكرار كنند يا حداقل مردم را قانع كنند كه هاشميرفسنجاني 1384 در شرايطي متفاوت از هاشميرفسنجاني 1379 قرار دارد؟ *** شما میتوانید متن کامل این مقاله را در "بحران جانشيني در اصلاحطلبان - محمد قوچاني" در بخش لینکدونی "صحنه پیوسته بجاست" بخوانید. مطالب موجود در مجله که با سرمقاله مرتبط بودند و در وبلاگ شهروند امروز منتشر نشده اند: بحث کاندیداتوری خاتمی در انتخابات گرم تر شد خاتمی: چه نیازی به نامه نگاری؟ و بازگشت به خاتمی-یادداشت شفاهی مصطفی تاج زاده-
الآن با خواندن این مقاله لذت عکسی را که در جشن شب یلدای چلچراغ با محمد قوچانی گرفتم را بیشتر احساس میکنم.
واسه مامانم بسم الله الرحمن الرحيم إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3» *** روز زن مبارک *** دو سال از دوران دانشجویی ام میگذره و توی این دو سال روز مادر رو در کنار مادرم نبودم که بهش بگم : "مامان روزت مبارک." و واسه بابام(31/3/67) سه شنبه غروب بود که رفتم سراغش. دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود. میدونستم که داره نگاهم میکنه ولی نمی خواد هیچ حرفی بزنه. سکوت کرده بود و فقط گوش میداد. یعنی شاید چاره ای جز سکوت و شنیدن حرفام نداشت. خیلی بهش گلایه کردم. بخاطر این بیست سال سرش داد کشیدم و هر چی دوست داشتم بهش گفتم و اون باز هم هیچی نگفت و فقط شنید.
اینو تقدیم میکنم به بابام که هنوز جزیره ی تنهاییم رو درک نکرده بود که جزیره ی تنهاییم رو ترک کرد.
سه خط اخر با استفاده از کتاب "آهای! یکی اینجا تنهاست" از "بزرگمهر حسین پور"
!!! دوستان عزیزی که از دموکراسی امریکایی دم میزنید. ابتدا میخواستم این مطلب را در "لینکدونی" ی "صحنه پیوسته بجاست" بگذارم ولی با توجه به اینکه خیلی از دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند به حواشی صفحه بی توجه و یا لااقل کم توجه هستند تصمیم گرفتم که آن را به عنوان یک پست در وبلاگم قرار دهم. بعد از آنکه در غنی ترین ایالت آمریکا یعنی کالیفرنیا همجنسگرایی و ازدواج همجنسگرایان مجاز شناخته شد نوع دیگری از ازدواج نیز برای اولین بار در این ایالت پا به عرصه گذاشت: ازدواج گروهی! ازدواج همجنسگرایان باعث ایجاد مشاغل جدیدی شده است؛ از تولید مبلمان های ویژه زنان همجنسگرا و مردان همجنسگرا تا ساخت کیکهایی مختص این نوع ازدواجها و ارتباط ها! اما به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت ، آخرین نوع ازدواج که در آمریکا به صورت قانونی ثبت شد بسیار عجیب تر از قانونی شدن ازدواج بین همجنسگرایان است: برای اولین بار در تاریخ دو زن و شوهر با دو زن و شوهر دیگر به صورت قانونی ازدواج کردند! زوج تونی و کایه با کوین و سندی به صورت قانونی ازدواج کردند. عشق و ازدواج چهارگانه این دو زن و شوهر همه را متعجب کرده است. تونی، کایه، کوین و سندی که برگه های امضای چهارگانه را امضا کرده اند به خانه جدیدی نقل مکان کردند. این چهار نفر در منزل جدید، یک تخت مشترک دارند و به صورت گروهی مسئولیت فرزند تونی و کایه را نیز به عهده گرفته اند. * به نقل از وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه من در کلوب و باز هم یه امکان ارتباطی دیگری در "صحنه پیوسته بجاست" این بخش با نام من در کلوب این امکان را به شما میدهد تا از وضعیت من در کلوب مطلع شده و حتی از پروفایل من دیدن کنید.
پی نوشت: آیکون "من در کلوب" به بخش امکانات وبلاگ منتقل شد. نوشته شده توسط یک ایرانی مسلمان(هادی) در پنجشنبه دوم خرداد 1387 در ساعت 19:47 | لینک ثابت | موضوع: |
همایش ارتباطات و توسعه دیروز در گرامیداشت روز جهانی ارتباطات،با سه روز تعجیل انجمن علمی گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی اراک- واحد امیرکبیر(فلق) همایش ارتباطات و توسعه را با حضور اساتید محترم این رشته، آقایان دکتر عقیلی و دکتر سلطانی فر در تالار امیرکبیر برگزار کرد. این همایش از لحاظ حواشی در نوع خود کم نظیر و حتی بی نظیر هم بود. از جمله این حواشی می توان به عدم تایید بودجه لازم برای پذیرایی اساتید مدعو بود. نامه مربوط به تامین اعتبار این بودجه که به امضای حراست محترم دانشگاه، مدیریت محترم روابط عمومی و ریاست محترم دانشگاه رسیده بود در آخر که باید با پاراف معاونت مالی دانشگاه به تدارکات ارسال شده و برای خرید میوه و شیرینی اقدام میشد، در جلسه هیئت رئیسه دانشگاه که در آن ریاست محترم دانشگاه، مدیریت محترم روابط عمومی و مسئول محترم حراست حضور دارند لغو شد. کل بودجه ای که باید برای این کار تایید میشد فقط 20 هزار تومان بود، فقط. پس از این کم لطفی ها از طرف مسئولین دانشگاه این بودجه توسط اعضای انجمن علمی –که خود دانشجویان این دانشگاه هستند- تامین و برای خرید اقدام شد و باعث حفظ آبروی دانشگاه شد. پس از پایان همایش و وقت نماز و نهار آقایان دکتر عقیلی و دکتر سلطانی فر که به ترتیب رئیس دانشکده علوم انسانی و مدیر دپارتمان ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات هستند برای بازدید، به دفتر گروه ارتباطات و کارگاه روزنامه نگاری آمدند که با تعجب، حیرت و تاسف فراوان با عدم امکانات و نداشتن اینترنت و ماهواره در گروه علوم ارتباطات اراک مواجه شدند. این هم حاشیه ای دیگر از این روز بیاد ماندنی بود. خبر تکمیلی: منبعی آگاه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز خبر از برگزاری مراسم گرامیداشت روز جهانی ارتباطات در تهران خبر داد و سخنرانی آقای دکتر سلطانی فر و اشاره ایشان به عدم امکانات گروه فعال و پویای علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اراک و... . خبرها وعکس های همایش در : تصاویر همایش ارتباطات در دانشگاه آزاد اراک 1387 ***هنوز هیچ خبری از برگزاری این همایش در سایت اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی، آنا، قرار نگرفته!!! اندر حکایت انتخابات اخیر انجمن علمی ارتباطات اراک همان طور که می دانید سه شنبه ی هفته ما قبل تاریخ انتخابات انجمن علمی گروه ارتباطات برگزار شد. همانطور که خودتان میدانید من هیچ وقت به حواشی کاری نداشته ام!(۱) اما اینبار موضوعی مانند تیغی در گلویم گیر کرده که اگر نگویم میمیرم!!!(۲) یکی از منتخبین که منتقد انجمن فعلی هم هست واژه ای را بکار برد که برایم جالب بود، او با صدای رسا و بلند فریاد کشید(۳) و دانشجویان ارتباطات را به "توسعه دموکراسی" فرا خواند. برایم جالب بود که او اینگونه(۴) دموکراسی را سرلوحه کار خود قرار داده ولی کاش میدانست که عبارت "توسعه دموکراسی" را فقط یکبار آقای خاتمی عزیز(۵) زمانی که رئیس کتابخانه ملی بود در یک کتاب طنز سیاسی خوانده بود و حتی او هم جرات بکار بردن آن را نداشت.(۶)
(۱) آره جون ..... خودت!! (۲) شما که دوست ندارید من بمیرم. (۳) جای ابراهیم رها خالی که بگوید :فریاد کشیدن آن هم با صدای بلند اصلن کار منکراتی ای نیست. (۴) چگونه اش به من و شما هیچ ارتباطی ندارد. (۵) آقای خاتمی عزیز همان سید محمد خاتمی رئیس سابق جمهوری اسلامی ایران است. (۶) الآن هیچ کاری به میزان جرات آقای خاتمی در هیچ کاری، کاری نداریم. این یک پست کاملاَ سیاسی است. با این تفاسیر-اعلام نتایج انتخابات مجلس هشتم- انتصاب دکتر محمود احمدی نژاد را از طرف شورای محترم نگهبان برای ریاست دهمین دولت ج.ا.ایران به تمام مردم همیشه در صحنه ایران تبریک میگم.
آقایانی که من از شما با عنوان رئوس هرم قدرت نام برده و می برم. این پست را یک هشدار کاملاْ جدی تلقی کنید.
این یک پست کاملاً سیاسی است.
تف به این مردم دیندار که به اسم دین هر غلطی میکنند.
|
|